محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )

37

خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )

از معصيت كرده ، هرگاه فعل از بنده نباشد وافعال همه از خدا باشد ، ديگر نه مدح و نه ذم معنى دارد ، و نه وعده ووعيد جهتى دارد ، و نه امر و نه نهى فايده دارد ، هرچه خود مىخواهد آنچنان مىكند . و ديگر - العياذ باللَّه - هرگاه به اين معنى قائل باشيم ، پس ابن ملجم چه تقصير دارد وشمر چه تقصير ؟ چرا آنها مستحق لعن و مورد عذاب باشند ؟ وچرا حاجت به شفاعت دارند كه اميرالمؤمنين به ابن ملجم وعده فرموده ؟ پس كلام مولوى بر فرض صدق مستلزم جمع بين النقيضين است . بلى ، در اينجا دو سخن باقى مىماند كه صاحبان شبهه به آنها متمسك مىشوند ، يكى اينكه : حق تعالى در قرآن مجيد آياتى فرموده كه دلالت دارد بر آن ، مثل ( يُضِلُّ مَن يَشآءُ وَيَهْدِى مَنْ يَشآءُ ) « 1 » و ( وَلَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الجِنِّ وَالانْسِ ) « 2 » و امثال آن . و دوم اينكه : خدا مىتواند كه حائل شود ميان ظالم ومظلوم وقاتل و مقتول ، پس چون مانع آنها نمىشود معلوم مىشود كه راضى است به فعل آنها و به ارادهء او سبحانه و تعالى فعل به عمل آمده است ، ومؤيّد آن است اينكه : وارد شده كه هيچ چيز بدون قضاى الهى نمىشود ، و ما از اين هر دو جواب مىگوئيم : اما اوّل : پس جواب آن اين است كه : حق تعالى خود در قرآن مجيد فرموده : ( مِنْهُ آياتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَأُخَرُ مُتَشابِهاتُ فَأَمّا الَّذينَ فِى

--> ( 1 ) النحل ( 16 ) : 93 ( 2 ) الاعراف ( 7 ) : 179